گروهی از کنشگران و زندانیان سیاسی پیشین، فعالین حقوق بشر و اساتید دانشگاه، با انتشار یک بیانیه مطبوعاتی، خواستار اخراج حسین موسویان، دیپلمات و از مقامات پیشین جمهوری اسلامی ایران، از دانشگاه پرینستون در آمریکا شدند. این گروه با عنوان «اتحاد علیه مدافعان رژیم جمهوری اسلامی ایران» در بیانیه خود میگوید که «گذشته تاریک موسویان و ارتباط او با تروریسم دولتی و نقض حقوق بشر، مستلزم اقدام قاطع از سوی دانشگاه پرینستون است. توجه به این نکته ضروری است که وزارت امور خارجه آمریکا، جمهوری اسلامی ایران را حامی تروریسم اعلام کرده و این امر فوریت درخواست ما برای پاسخگویی و اقدام را تشدید میکند.» در ادامه این بیانیه آمده است که «موسویان بهعنوان سردبیر روزنامه تهران تایمز، نقشی محوری در تسهیل دستگاه تبلیغاتی رژیم و کمک به سرپوش گذاشتن و انکار جنایات رژیم اسلامی در سالهای شکلگیری آن داشت.» به گفته امضا کنندگان این بیانیه «در نقش سردبیر، موسویان بطور فعال به سرکوب حقیقت و دستکاری درک عمومی از حقایق کمک کرد و از طریق اطلاعات نادرست و سانسور، سیطره رژیم را بر قدرت بیشتر تثبیت کرد.» امضا کنندگان در این بیانیه یادآور شدهاند که «این سابقه تبلیغات و همدستی در نقض حقوق بشر بر پیامدهای اخلاقی عمیق ارتباط موسویان با دانشگاه پرینستون تأکید میکند و سایه تاریکی بر شهرت و اعتبار این مؤسسه میافکند.» در ادامه آمده است که «در هفت سالی که موسویان به عنوان سفیر در خدمت جمهوری اسلامی بود، بیش از ۲۳ ایرانی در حملات تروریستی در خاک اروپا که توسط جمهوری اسلامی ایران سازماندهی شده بود، از جمله ترور هدفمند رهبران کرد در وین، و رستوران میکونوس در برلین، کشته شدند. این اقدامات شنیع بر پیامدهای مستقیم دخالت موسویان در تروریسم دولتی ایران و نقش او در سازماندهی خشونت علیه غیرنظامیان بیگناه تأکید میکند.» به گفته این جمع «دخالت موسویان در ترور مخالفان ایرانی در طول شهادت شهود در دادگاه آلمان آشکار شد. نقش او در سازماندهی خشونت علیه غیرنظامیان بیگناه، گواهی بر همدستی او در فعالیتهای شرورانه ایران است و خطرات ادامه حضور او در دانشگاه پرینستون را بیشتر نشان میدهد.» این گروه در ادامه افزوده: «در پرتو این افشاگریهای نگرانکننده، ما از دانشگاه پرینستون میخواهیم تا با پایان دادن فوری به کار موسویان، تعهد خود را به اصول اخلاقی و علمی نشان دهد. پرینستون با ادامه همکاری خود با فردی با چنین سابقه تاریکی، شهرت خود را لکهدار کرده و اعتماد دانشجویان، اساتید و جامعه را تضعیف میکند.» این گروه همچنین از دانشگاه پرینستون خواسته است تا «کلیه مکاتبات و قراردادهای مرتبط با موسویان را که منجر به استخدام او شده، اطلاعات مالی اهداکنندگان به برنامه او، و سفرهایی که از زمان پیوستن به پرینستون به ایران انجام داده است را منتشر کند.» به گفته اتحاد علیه مدافعان رژیم جمهوری اسلامی ایران «ادامه حضور سید حسین موسویان در محوطه دانشگاه غیرقابل دفاع و ناسازگار با معیارهای علمی، حقوق بشری، و پاسخگویی است که دانشگاه پرینستون مدعی حمایت از آن است.» این بیانیه مطبوعاتی همچنین شامل نظراتی از پرویز دستمالچی، گلاله شرفکندی، دکتر نرکس اسکندری، دکتر مجید محمدی، دکتر فرهاد کیوان، مینا احدی، بهروز اسدی، و لادن بازرگان، است که تجربیات شخصی و دیدگاههای خود را درباره حسین موسویان شرح دادهاند. این بیانیه جمعی در شرایطی منتشر میشود که چندی پیش مجلس نمایندگان آمریکا تحقیقات خود درباره نقش حسین موسویان در دانشگاه پرینستون را آغاز کرد. گفته میشود که او مظنون به تلاش برای پیشبرد منافع جمهوری اسلامی ایران در آمریکا است. به گزارش شبکه خبری «فاکس»، این تحقیقات پس از سخنرانی موسویان در نشست سالانه فرماندهی راهبردی آمربکا در شهریور گذشته کلید خورد. بر پایه این گزارش، دوازده عضو جمهوریخواه «کمیته آموزش و نیروی کار مجلس نمایندگان آمریکا» با ارسال نامه به رئیس دانشگاه پرینستون، پرسشهای مفصلی را مطرح و از «رخنه جمهوری اسلامی» از طریق فعالیتهای موسویان در این دانشگاه برجسته مستقر در نیوجرسی، ابراز نگرانی کردند. در پی سخنرانی موسویان در نشست سالانه فرماندهی استراتژیک آمریکا، روسای کمیتههای نیروهای مسلح مجلس نمایندگان و سنا نیز خواستار توضیح فرماندهی استراتژیک در این رابطه شده بودند. سازمان غیردولتی «اتحاد علیه ایران هستهای» پس از حضور موسویان، کارشناس امنیت و سیاست هستهای خاورمیانه، در مراسم تشییع جنازه قاسم سلیمانی و اظهارنظرش در صدا و سیمای جمهوری اسلامی، زنگ خطر را در این رابطه به صدا درآورد. این سازمان با اشاره به این که حسین موسویان از عوامل جمهوری اسلامی است، تاکید کرد دانشگاه پرینستون باید به دلیل ارائه این جایگاه به موسویان برای انجام پروپاگاندا، مورد تحقیق و تفحص قرار گیرد. Please Click Here for the article.
News Archives
بیانیه مطبوعاتی فوری: تقاضای اخراج سید حسین موسویان از دانشگاه پرینستون
در میان نگرانیهای فزاینده در مورد صداقت دانشگاهی و استانداردهای اخلاقی، ما، “اتحاد علیه مدافعان رژیم جمهوری اسلامی ایران” خواستار برکناری فوری سیدحسین موسویان از سمت خود در دانشگاه پرینستون هستیم. گذشته تاریک موسویان و ارتباط او با تروریسم دولتی و نقض حقوق بشر مستلزم اقدام قاطع از سوی مدیریت دانشگاه پرینستون است. توجه به این نکته ضروری است که وزارت امور خارجه امریکا، جمهوری اسلامی ایران را “کشور حامی تروریسم ” اعلام کرده و این امر فوریت درخواست ما برای پاسخگویی و اقدام را تشدید می کند. موسویان به عنوان سردبیر روزنامه تهران تایمز، نقشی محوری در تسهیل دستگاه تبلیغاتی رژیم و کمک به سرپوش گذاشتن و انکار جنایات رژیم اسلامی در سال های شکل گیری آن داشت. در نقش سردبیر، موسویان بطور فعال به سرکوب حقیقت و دستکاری درک عمومی از حقایق کمک کرد و از طریق اطلاعات نادرست و سانسور، سیطره رژیم را بر قدرت بیشتر تثبیت کرد. این سابقه تبلیغات و همدستی در نقض حقوق بشر بر پیامدهای اخلاقی عمیق ارتباط موسویان با دانشگاه پرینستون تأکید می کند و سایه تاریکی بر شهرت و اعتبار این مؤسسه می افکند. در هفت سالی که موسویان به عنوان سفیر در خدمت جمهوری اسلامی بود، بیش از ۲۳ ایرانی در حملات تروریستی در خاک اروپا که توسط جمهوری اسلامی ایران سازماندهی شده بود، از جمله ترور هدفمند رهبران کرد در وین و رستوران میکونوس در برلین کشته شدند. این اقدامات شنیع بر پیامدهای مستقیم دخالت موسویان در تروریسم دولتی ایران و نقش او در سازماندهی خشونت علیه غیرنظامیان بیگناه تأکید می کند. دخالت موسویان در ترور مخالفان ایرانی در طول شهادت شهود در دادگاه آلمان آشکار شد. نقش او در سازماندهی خشونت علیه غیرنظامیان بیگناه گواهی بر همدستی او در فعالیت های شرورانه ایران است و خطرات ادامه حضور او در دانشگاه پرینستون را بیشتر نشان می دهد. در پرتو این افشاگریهای نگرانکننده، ما از دانشگاه پرینستون میخواهیم تا با پایان دادن فوری به کار موسویان، تعهد خود را به اصول اخلاقی و علمی نشان دهد. پرینستون با ادامه همکاری خود با فردی با چنین سابقه تاریکی، شهرت خود را لکه دار کرده و اعتماد دانشجویان، اساتید و جامعه را تضعیف می کند. علاوه بر این، ما از پرینستون میخواهیم که کلیه مکاتبات و قراردادهای مرتبط با موسویان را که منجر به استخدام وی شده، اطلاعات مالی اهداکنندگان به برنامه وی و کلیه سفرهایی که از زمان پیوستن به پرینستون به ایران انجام داده است منتشر کند. ادامه حضور سید حسین موسویان در محوطه دانشگاه غیرقابل دفاع و ناسازگار با معیارهای علمی، حقوق بشری و پاسخگویی است که دانشگاه پرینستون مدعی حمایت از آن است. لطفاً برای اطلاعات بیشتر از طریق ایمیل lawdanbazargan@gmail.com با لادن بازرگان تماس بگیرید. برگه نظرات پرويز دستمالچى (شاهد زنده ترور در رستوران میکونوس، نويسنده و فعال سياسى، برلين) “آقای ابوالقاسم مصباحی معروف به “Witness C” از پايه گذاران وزرات اطلاعات و امنيت جمهوری اسلامی ایران بود. مصباحى در فوريه سال ١٩٩٧ در برابر دادگاه آلمان، زیر سوگند، در رابطه با نقش سيد حسين موسويان در ترور رهبران کرد در رستوران میکونوس اظهار داشت: ” اقاى موسويان در اكثر جناياتى كه در اروپا انجام گرفته اند شركت داشته است”. اين بيانات در رسانه هاى ان زمان آلمان نيز انعكاس داشت و گزارش شد. اگر فرض كنيم اظهارات مصباحى درست نبوده باشند، چًرا موسویان در مقام سفير كبير جمهوری اسلامی در آلمان، با در اختيار داشتن تمام امكانات حقوقى و ديپلماتيك و رسانه اى و… عليه مصباحى يا رسانه هاى گزارش دهنده هيچگونه اقدام قانونی نكرد و سكوت اختیار كرد؟ موسویان حتی مى توانست ادعاى خسارت كند و نكرد، چرا؟ ايا به اين دليل كه احتمالا مصباحى به اندازه كافى شواهد و اسناد در اختيار داشته است؟ به نظر مى ايد كه شهادت مصباحى درست بوده است و علت عدم گشايش پروند قضائی عليه موسويان جنبه ملاحظات سياسى داشته است و نه جزایی.” گلاله شرفکندی (خواهرزاده دکتر شرفکندی یکی از قربانیان ترور رستوران میکونوس، زندانی سیاسی سابق، استکهلم، سوئد) «یکی از وقیحانهترین و علنیترین ترورهایی که حزبالله به دستور اربابش، رژیم اسلامی ایران انجام داد، در سال ۱۹۹۲ رخ داد، زمانی که عموی من دکتر شرفکندی را کشتند. دکتر صادق شرفکندی، دبیر کل حزب دموکرات کردستان – بزرگترین جنبش کردهای ایرانی مخالف جمهوری اسلامی ایران – و سه تن از همکارانش در رستوران میکونوس در برلین با رگبار مسلسل به قتل رسیدند. بر اساس حکم دادگاه برلین، این حمله توسط یک هسته حزب الله به دستور دولت اسلامی ایران انجام شده است. فریتیوف کوبش، رئیس دادگاه گفت ” قضات بهویژه از اظهارات رهبران ایران مبنی بر اینکه میتوانند «صدای ناخوشایند» را به هر نحوی که میخواهند «خاموش کنند» متعجب شدهاند.” ترور رستوران میکونوس زمانی که سیدحسین موسویان سفیر ایران در آلمان بود توسط رژیم ایران انجام شد. رژیم همچنان از امتیازات دیپلماتیک خود سوء استفاده می کند و از نمایندگان خود در خارج از کشور برای ارتکاب قتل در خاک خارجی و تحریف حقیقت استفاده می کند. ما، به ویژه در دنیای دانشگاهی، باید به صراحت اعلام کنیم استفاده از مصونیت دیپلماتیک برای سرپوش گذاشتن یا تسهیل اقدامات تروریستی در خاک بینالمللی غیرقابل قبول است و چنین کارهای شنیعی از سوی دانشگاهیان قابل اغماض نیست.» دکتر نرگس اسکندری ( شهردار فرانکفورت، زندانی سیاسی سابق، آلمان) دوره خدمت سید حسین موسویان، سفیر سابق جمهوری اسلامی ایران، با قتل چهار تبعیدی ایرانی به نام های صادق شرفکندی، فتاح عبدلی، همایون اردلان و نوری دهکردی به پایان رسید. جزئیات این حادثه از مدت ها قبل افشا شده است. در ۲۶ آذر ۱۳۷۱ ، این چهار مرد در حالی که با هم در اتاق پشت رستوران میکونوس، واقع در مرکز برلین غذا میخوردند، به ضرب گلوله کشته شدند. دادگاه عالی برلین در حکم اعلام شده خود در فروردین ۱۳۷۶ به این نتیجه رسید که این توطئه در بالاترین سطوح قدرت در تهران سازماندهی شده بود و توسط شخصیت هایی مانند آیت الله علی خامنه ای رهبر، اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور، علی اکبر ولایتی وزیر امور خارجه و علی فلاحیان وزیر اطلاعات سازماندهی شده بود. سید حسین موسویان، سفیر وقت ایران، یکی از مغز متفکرهای اصلی این حمله محسوب می شود. او اطلاعاتContinue reading “بیانیه مطبوعاتی فوری: تقاضای اخراج سید حسین موسویان از دانشگاه پرینستون”
Urgent Press Release: Demand for the Dismissal of Hossein Mousavian from Princeton University
Amidst growing concerns over academic integrity and ethical standards, we, Alliance Against Islamic Regime of Iran Apologists, call for the immediate termination of Seyed Hossein Mousavian from his position at Princeton University. Mousavian’s troubling history of association with state-sponsored terrorism and human rights abuses demands decisive action from Princeton University’s administration. It’s imperative to note that the State Department designates the Islamic Republic of Iran (IRI) as a State Sponsor of Terrorism, amplifying the urgency of our call for accountability and action. As the editor-in-chief of the Tehran Times, Mousavian played a pivotal role in facilitating the regime’s propaganda machine, aiding in the cover-up and denial of the atrocities committed by the Islamic Regime during its formative years. His editorial direction actively contributed to the suppression of truth and the manipulation of public perception, further entrenching the regime’s grip on power through misinformation and censorship. This history of propaganda and complicity in human rights abuses underscores the profound ethical implications of Mousavian’s continued association with Princeton University, casting a dark shadow over the institution’s reputation and credibility. In the seven years Mousavian served as IRI’s ambassador in Germany, more than 23 Iranians were killed in terrorist attacks on European soil orchestrated by IRI, including Fereydoun Farrokhzad and the targeted assassination of Kurdish leaders in Vienna and at the Mykonos Restaurant in Berlin. These heinous acts underscore the direct involvement of the IRI embassy in Bonn and Mousavian’s role in Iran’s state-sponsored terrorism and orchestrating violence against innocent civilians. Mousavian’s involvement in the assassination of Iranian dissidents became apparent during testimonies of witnesses in the German court. His role in orchestrating violence against innocent civilians is a testament to his complicity in Iran’s nefarious activities, further highlighting the dangers of his continued presence at Princeton University. In light of these troubling revelations, we call upon Princeton University to demonstrate its commitment to ethical principles and academic excellence by immediately terminating Mousavian’s employment. By allowing an individual with such a tainted record to continue in his role, Princeton risks tarnishing its reputation and undermining the trust of its students, faculty, and the broader community. Furthermore, we demand that Princeton release all correspondence and contracts associated with Mousavian leading up to his employment and the release of donors’ financial information to his program and all travel he has taken to Iran since joining Princeton that was paid by Princeton or its donors. The continued presence of Seyed Hossein Mousavian on campus is untenable and incompatible with the standards of decency and accountability that Princeton University claims to champion. Please contact Lawdan Bazargan for media inquiries or further information via email lawdanbazargan@gmail.com.” Comment Sheet Parviz Dastamalchi (Witness of the Assassination in Mykonos Restaurant, Writer, and Political Activist, Berlin) Mr. Abolghasem Mesbahi, known as ‘Witness C,’ was one of the founders of the Ministry of Intelligence and Security of the Islamic Republic of Iran. In February 1997, Mesbahi, under oath, testified before the German court regarding the role of Seyed Hossein Mousavian in the assassination of Kurdish leaders at the Mykonos restaurant. Mesbahi stated, “Mr. Mousavian has participated in most of the assassinations committed in Europe.” His statements were widely reported in the German media during the trial. Suppose one were to entertain the notion that Misbahi’s statements were untrue. Why did Mousavian, as the ambassador of the Islamic Republic of Iran in Germany, refrain from taking any legal action against Mesbahi or the media outlets that reported his claims? Mousavian had access to all legal, diplomatic, and media resources but remained silent. He could have pursued legal recourse, even claiming damages, but he chose not to. The question arises: why? Is it because Mesbahi likely possessed enough evidence and documents to support his claims? It appears that Mesbahi’s testimony was accurate, and the German government’s decision not to pursue a legal case against Mousavian was driven by political considerations rather than the absence of criminal culpability. Golaleh Sharafkandi (Niece of Dr. Sharafkandi One of the Victims of Mykonos Restaurant Assassination, Former Political Prisoner, Stockholm, Sweden) “One of the most brazen and public assassinations carried out by Hezbollah at the behest of its master, Islamic Regime of Iran, occurred in 1992, when IRI operatives killed my uncle, Dr. Sadegh Sharafkandi, the secretary-general of the PDKI—the largest movement of Iranian Kurdish opposition to IRI—and three of his colleagues at the Mykonos restaurant, in Berlin. According to the verdict from the Berlin court, the attack was carried out by a Hezbollah cell on the orders of the Iranian government. In delivering the opinion, presiding judge Frithjof Kubsch said the judges were particularly struck by Iranian leaders’ assertions that they could “silence an uncomfortable voice” any way they pleased. The Mykonos Restaurant Assassination was carried out by the Iranian regime when Seyed Hossein Mousavian was Iran’s ambassador to Germany. Tehran continues to abuse diplomatic privilege, using its representatives abroad to commit murders on foreign soil and distort the truth. We, especially in the academic world, need to be clear that using diplomatic immunity to cover up or facilitate the Islamic regime of Iran’s terrorist actions on international soil is unacceptable and not condoned by academia.” Dr. Narges Eskandari (Frankfort Mayor, Former Political Prisoner, Frankfort, Germany) “Seyed Hossein Mousavian, former ambassador of Iran, served during a period marked by the murder of four Iranian exiles: Sadegh Sharafkandi, Fattah Abdoli, Homayoun Ardalan, and Nouri Dehkordi. The details of this incident have been known for a long time. On December 17, 1992, these four men were gunned down while dining together in the back room of the Mykonos restaurant, a Greek establishment located in the center of Berlin. The Berlin Supreme Court concluded in April 1997 that the conspiracy was orchestrated at the highest levels of power in Tehran, organized by figures such as Supreme Leader Ayatollah Ali Khamenei, President Akbar Hashemi Rafsanjani, Foreign Minister Ali Akbar Velayati, and Intelligence Minister Ali Fallahian. Seyed Hossein Mousavian, Iran’s ambassador at the time, is considered one of the key masterminds behind the attack. HeContinue reading “Urgent Press Release: Demand for the Dismissal of Hossein Mousavian from Princeton University”
Demand for Justice: AAIRIA Calls on Oberlin College’s Board of Trustees to Meet Victims’ Families and Reinforce Accountability Measures
Cleveland, OH – January 28, 2023 – The Alliance Against Islamic Regime of Iran Apologists (AAIRIA), comprising families of victims from the 1988 massacre, human rights advocates, and concerned citizens, marks a significant milestone in their ongoing campaign. Recent developments suggest that Mohammad Jafar Mahallati, previously known as the ‘professor of peace,’ has been placed on permanent administrative leave from his role in Oberlin College’s Religion Department. This decision follows relentless advocacy efforts and damning revelations about Mahallati’s involvement in human rights violations, underscoring a crucial acknowledgment of the victims’ plight. According to sources within Oberlin College, Mahallati’s placement on permanent leave entails the removal of his nameplate from office doors and the eradication of any references to him from the college’s website, including a previously issued “factsheet” defending him from accusations of covering up crimes against humanity. AAIRIA’s unwavering pursuit of justice, supported by overwhelming evidence of Mahallati’s controversial past, has culminated in this development. The coalition demanded Mahallati’s immediate termination following an Amnesty International report identifying him as a key figure in the Iranian regime’s efforts to conceal the 1988 massacre of an estimated 5,000 political prisoners. In late September, the Department of Education Office of Civil Rights initiated an investigation into a complaint alleging Mahallati taught students “support for Hamas and terrorism” amid broader concerns of anti-Semitism at Oberlin. Additionally, AAIRIA contacted the school after uncovering federal court documents detailing Mahallati’s alleged coercion of a graduate student into an “emotionally abusive” relationship while teaching at Columbia University. Despite numerous inquiries, Oberlin College has remained tight-lipped about Mahallati’s current employment status, perpetuating a pattern of secrecy and inadequate communication that has hindered constructive resolution efforts since the inception of AAIRIA’s campaign. The situation poignantly reminds us of the imperative for rigorous scrutiny of U.S. academia’s hiring practices, particularly regarding officials linked to oppressive regimes. Educational institutions must uphold the values of truth, justice, and human rights in their faculty appointments. While Oberlin College’s belated response represents progress, it falls short of the proactive stance required in such critical matters. AAIRIA asserts that Oberlin College should elucidate the rationale behind Mahallati’s leave and initiate an independent investigation into the oversight of his hiring, given his alleged involvement in the 1988 massacre. Furthermore, the college must ensure that Mahallati receives no future benefits, pensions, or favorable references from his tenure at Oberlin College. Additionally, we urge the college to demonstrate its commitment to justice by erecting a memorial for the victims. This is not merely about accountability; it’s about honoring the memory of those who suffered in the 1980s and the 1988 massacre and ensuring that such atrocities are never forgotten. As we contemplate these developments, we acknowledge that the journey towards justice for the victims of the 1988 massacre remains ongoing, and AAIRIA remains resolute in its dedication to this cause. We persist in advocating for integrity and accountability within U.S. academia, advocating for a future free from the influence of those who defend or overlook tyranny and injustice. In the same way, we teach about Nazism and its destructive ideology in schools; we must educate about the Islamic Regime of Iran and the destructive role of its Supreme Leaders. Oberlin College should take the lead in this effort by introducing a course that delves into the ideology of the Islamic Republic of Iran and highlights its detrimental effects on society. For media inquiries, contact: Lawdan Bazargan at email lawdanbazargan@gmail.com
Iran Regime Interference in American Institutions of Higher Learning
فراخوان جدید برای بررسی سوابق استاد کالج اوبرلین در مورد کشتار زندانیان در ایران
پنجشنبه, 8ام تیر, 1402 منبع این مطلب ایراناینترنشنال نویسنده مطلب: فیدا فوکس* دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۲ در تاریخ ۳ مارس ۲۰۲۳، ری انگلیش، مدیر سابق کتابخانههای کالج اوبرلین، به مقاله مشترک ما که در ۲۴ فوریه ۲۰۲۳ منتشر شد ، پاسخ داد و با ادعای ما مبنی بر نقش استاد دین شناسی کالج اوبرلین، محمدجعفر محلاتی، در سرپوش گذاری بر اعدامهای دستهجمعی زندانیان سیاسی در ایران (قتلعام زندانیان در سال ۶۷) در دوران تصدی مقام سفیر ایران در سازمان ملل (سال ۶۷ تا ۶۸) مخالفت کرد. انگلیش با تکرار پاسخ رسمی کالج اوبرلین (منتشر شده در وبسایت کالج در ۲۸ اکتبر ۲۰۲۱)، استدلال میکند که شواهدی برای تایید اتهامات علیه محلاتی وجود ندارد. مدافعان محلاتی بر ماهیت فوق سری قتل عام تاکید کرده و ادعا میکنند آگاهی از «اطلاعات روز» در مورد وقایع ایران برای او غیرممکن بوده است. شک نداریم که دوری جغرافیایی محلاتی از ایران، دانستن همه جزئیات را برای او دشوار کرده بود. با این حال، مطبوعات بینالمللی و سازمان عفو بینالملل از تابستان ۶۷ گزارشهایی را درباره قتلعامها آغاز کردند. میدانیم محلاتی رسماً ادعا کرده بود که این گزارشها اغراق آمیز یا دروغ بوده است. همچنین میدانیم محلاتی در اواخر مرداد ۶۷ به ایران رفته و در آنجا با هاشمی رفسنجانی (دومین رهبر سیاسی مهم بعد از آیت الله خمینی) دیدار کرده بود. محلاتی همچنین همکاران خود در سازمان ملل را با این ادعا که قربانیان این قتل عام در میدان نبرد کشته شدهاند، گمراه کرد. حقیقت این است که اکثر این قربانیان سالها قبل از اعدام در زندان اسیر بودند. در نهایت، محلاتی استدلال کرد که منابع معتبر با سابقه طولانی در روزنامه نگاری حرفهای و تحقیقات حقوق بشری (همچون فایننشال تایمز، نیویورک تایمز، گاردین، و عفو بین الملل) توسط مبارزان چریکی چپ مستقر در عراق با اطلاعات غلط گمراه شدهاند. ری انگلیش بر نقش محلاتی به عنوان میانجیگر صلح در جنگ ایران و عراق تاکید و استدلال میکند که انگیزههای بشردوستانه محلاتی از تلاش او برای تشکیل یک هیئت حقوق بشری در سازمان ملل برای بررسی ادعاهای مربوط به نقض احتمالی حقوق بشر مشهود است. انگلیش همچنین میگوید که محلاتی پس از پایان دوره رسمی خود برای مدت کوتاهی بازداشت شد، زیرا از چشم تندروهای رژیم اسلامی افتاده بود. نگاه دقیق تر به شواهد، این ادعاها را زیر سوال میبرد. محلاتی در سال ۲۰۱۸ نامهای به رئیس مجلس (مجلس ایران) نوشت و در آن بازداشت خود را رد کرد و مدعی شد که این شایعات توسط تندروهای رژیم منتشر شده که او را جاسوس آمریکا معرفی کردهاند. پیشنهاد محلاتی مبنی بر تشکیل هیئتی در سازمان ملل برای بررسی قتل عام زندانیان نیز الزاماً ناشی از انگیزههای بشردوستانه نبود، بلکه پیش شرطی بود که به موجب آن دولت ایران در صورتی با حضور این هیئت موافقت میکرد که سازمان ملل از طرح توبیخ ایران به دلیل نقض حقوق بشر صرفنظر کند. بر اساس مقالهای در نیویورک تایمز به تاریخ ۲۶ نوامبر ۱۹۸۸، محمد جعفر محلاتی به کمیته سوم مجمع عمومی گفته بود « در صورتی که قطعنامه علیه ایران تضعیف شود، ایران یک بازرس حقوق بشر سازمان ملل را میپذیرد و با او همکاری میکند» و «کمیته باید یکی از این دو گزینه را انتخاب کند؛ رویارویی یا رویکرد مشارکتی.» سی و هفت گزارش سازمان ملل و گزارشات رسانههای بین المللی نشان میدهد که محلاتی سفر نماینده ویژه سازمان ملل به ایران را مشروط بر حذف انتقادات از اعدامهای دسته جمعی در قطعنامه دسامبر ۱۹۸۸ مجمع عمومی کرده بود. زمانی که سازمان ملل به هر حال ایران را به دلیل نقض حقوق بشر محکوم کرد، محلاتی پیشنهاد خود را پس گرفت. در سال ۱۹۹۰ ، یک سال پس از ترک محلاتی، ایران سرانجام به مقامات سازمان ملل اجازه داد تا تحقیقات را انجام دهند. با این حال هر سه دیدار مقامات سازمان ملل از ایران بین سالهای ۱۹۹۰ و ۱۹۹۲ با صحنهسازیهای فراوان همراه بود، همانطور که اغلب در رژیمهای استبدادی اتفاق میافتد. همانطور که جفری رابرتسون، وکیل مشهور حقوق بشر در سطح بین المللی اشاره کرده است، ایران اجازه دسترسی مستقل هیئت سازمان ملل به زندانها، زندانیان و شاهدان احتمالی را نداد. همچنین میدانیم که محلاتی از مصونیت دیپلماتیک برای دفاع از خود در برابر هرگونه اتهام ارتکاب تخلف استفاده کرد، همان کاری که هنگام حمله به اقلیت بهایی یا حمایت از فتوای قتل سلمان رشدی، برنده جایزه نوبل، انجام داد. رهبران ایران به عمد سابقه اسفبار حقوق بشری این کشور را برای چندین دهه مخدوش کردهاند. در این مورد، هدف این بوده که قربانیان قتل عام زندانیان در سال ۶۷ را به عنوان تروریستهای چپگرای خشن و همسو با اسرائیل و امپریالیسم آمریکا جلوه دهند. این تئوری توطئه که در آن انقلابیون مارکسیست اسلامی پیروان صهیونیسم و آمریکا هستند تا چه حد قابل قبول است؟ مدیریت کالج اوبرلین نباید نقش حامی دیکتاتوری را ایفا کند که به طور سیستماتیک حقوق بشر را نقض میکند، آن هم با وجود زنان ایرانی که در ماههای اخیر چنین شجاعانه در برابر دیکتاتوری اسلامی ایستادهاند. علاوه بر این، این کالج نباید به جای تحقیق صادقانه، نقش یک استاد را در سرپوش گذاری بر جنایات رژیم استبدادی و زن ستیز ایران کمرنگ کند. ترجمه: لادن بازرگان *دکتر فیدا فوکس، محقق مستقل و استاد مدعو سابق در کالج اوبرلین، خواستار تحقیقات کامل در مورد یکی از اعضای ایرانی هیئت علمی اوبرلین به ظن سرپوش گذاری بر اعدامهای گروهی سال ۶۷ است. Please Click Here for the article.
New Call To Investigate Oberlin Prof Over Iran Prison Massacre
Monday, 06/19/2023 | 4 minutes Dr Fieda Fuchs, independent scholar and former visiting professor at Oberlin College, calls for a full investigation of an Iranian faculty member suspected of covering up mass executions in 1988. —————————————————————————————————————————————————————- On March 3, 2023, Ray English, the former Director of Libraries at Oberlin College, responded to our co-authored op-ed published on February 24, 2023 in which English disagrees with our claim that Oberlin College Professor of Religion Mohammad Jaffar Mahallati played a role in covering up the mass execution of political prisoners in his country (the 1988 “prison massacres”) during his tenure as Iran’s UN Ambassador (1988-89). Rehearsing Oberlin’s official response (published on the college website on October 28, 2021), English argues that the allegations against Mahallati are unsupported by evidence. Mahallati’s defenders rest their case on the top-secret nature of the massacres, which allegedly made it impossible for him to have “real time knowledge” of the events. We do not doubt that Mahallati’s geographical distance from Iran made it difficult for him to know all the details. However, the international press and Amnesty International began reporting about the massacres already in summer 1988. We know that Mahallati officially claimed that these reports were exaggerated or false. We also know that Mahallati went to Iran in late August 1988 where he met with Hashemi Rafsanjani (the second most important political leader after Ayatollah Khomeini). Mahallati also misled his UN colleagues by claiming that the massacre’s victims were battlefield casualties. The truth is that most of them had been in prison for years prior to their execution. Finally, Mahallati argued that reputable sources with a long history of professional journalism and human rights investigations (The Financial Times, The New York Times, and The Guardian, and Amnesty International) were misled by left-wing guerrilla fighters based in Iraq who were peddling false information. Ray English highlights Mahallati’s role as a peace broker in the Iran-Iraq war. He argues that Mahallati’s humanitarian impulses are evident from his effort to set up a UN human rights delegation to investigate claims about possible human rights violations. English also tells us that Mahallati was briefly detained after his official term expired because he fell in disfavor with regime hardliners. A more careful look at the evidence calls into question these claims. In 2018, Mahallati wrote a letter to the President of the Majlis (Iran’s parliament) in which he denied that he had been detained. Instead, he claimed that these rumors were spread by regime hardliners who branded him as an American spy. Mahallati’s proposal to create a UN delegation to investigate the prison massacres was not necessarily borne of humanitarian impulses either. Rather, it was based on a quid pro quo, whereby Iran’s government would agree to the committee if the UN dropped a censure motion against the country for human rights violations. According to a New York Times article from 26 November 1988, Mohammed Jafar Mahallati told the General Assembly’s Third Committee that “Iran would admit a United Nations human rights investigator and cooperate if the resolution is watered down” and that “the committee has to choose between a confrontation or a cooperative approach.” Thirty-seven UN records and international media reports show that Mahallati conditioned visits to Iran by the UN Special Representative on the removal of critical references to the mass executions from the December 1988 resolution of the General Assembly. When the UN proceeded to censure Iran for human rights violations anyway, Mahallati rescinded his offer. It was only in 1990, a whole year after Mahallati left his post, that Iran finally allowed UN officials to conduct the investigation. However, the three visits UN officials paid to Iran between 1990 and 1992 were highly staged occasions, as often happens in authoritarian regimes. As internationally renowned human rights lawyer Geoffrey Robertson noted, Iran denied the UN delegation independent access to prisons, prisoners, and potential witnesses. We also know that Mahallati used diplomatic immunity to defend himself against any allegations of wrongdoing, as he did when he attacked minority Baha’i communities or supported the fatwa against Nobel Prize-winning author Salman Rushdie. Iran’s leaders have deliberately obfuscated the country’s abysmal human rights record for decades now. In this case, the goal is to demonize the 1988 prison massacre victims as violent left-wing terrorists aligned with Israel and American imperialism. Just how plausible is a conspiracy theory in which Islamic Marxist revolutionaries serve as stooges of Zionism and American power? Oberlin College’s administration should not play the role of a fellow traveler for a dictatorship that systematically violates human rights, not the least of Iran’s women who have stood up against dictatorship so bravely in recent months. Nor should it obfuscate, rather than honestly investigate, the role of a professor in covering up the crimes of Iran’s authoritarian and misogynist regime. (Note: Dr Frieda Fuchs was mistakenly introduced as “Assistant Professor at Oberlin College” when this article was published. Consequently correction was made.) Opinions expressed by the author do not necessarily reflect the views of Iran International Please Click Here for the article.
دانشگاه «مکگیل» کانادا به همکاری تحقیقاتی با دانشگاه یهودستیز در ایران پایان داد
دفتر روابط رسانهای دانشگاه «مکگیل» روز چهارشنبه در ایمیلی به اورشلیم پست نوشت: «در حال حاضر هیچ برنامه پژوهشی فعالی با دانشگاه تهران وجود نداشته و مکگیل هیچگونه قرارداد رسمی همکاری با دانشگاه تهران ندارد.»علیرضا نادر مدیر «اتحادیه ملی برای دموکراسی در ایران» (نوفدی) مستقر در ایالات متحده، به اورشلیم پست گفت: «جمهوری اسلامی به شکل قابل توجهی در دانشگاههای غرب و آمریکا نفوذ کرده و این امر مستلزم بررسی است. عملیات نفوذ و لابیگری رژیم بهویژه در کانادا قوی است و ممکن است بر سیاستهای اتاوا در قبال جمهوری اسلامی تأثیر گذاشته باشد». جمعه ۲۵ فروردین ۱۴۰۲ برابر با ۱۴ آپریل ۲۰۲۳ بنجامین وینتال (اورشلیم پست) – دانشگاه تهران حامی جریانی یهودستیز است که اسرائیل را هدف قرار میدهد و حتی یکی از استادان دانشکده حقوق این دانشگاه از فتوای رهبر جمهوری اسلامی برای قتل سلمان رشدی دفاع میکند. در همین ارتباط روزنامه اورشلیم پست خبر داده است که دانشگاه «مکگیل» در مونترال کانادا به همکاری تحقیقاتی خود با یکی از یهودستیزترین مؤسسات آموزشی جهان، دانشگاه تهران، پایان داده است. دفتر روابط رسانهای دانشگاه «مکگیل» روز چهارشنبه در ایمیلی به اورشلیم پست نوشت: «در حال حاضر هیچ برنامه پژوهشی فعالی با دانشگاه تهران وجود نداشته و مکگیل هیچگونه قرارداد رسمی همکاری با دانشگاه تهران ندارد.» به گفته سازمان عفو بینالملل، رژیم ایران نیلوفر بیانی فارغ التحصیل دانشگاه «مکگیل» و از فعالان مدنی حامی حیات وحش را بر اساس اتهام واهی جاسوسی به پنج سال حبس محکوم کرده است. «جایی برای رژیم صهیونیستی نخواهد بود» حجتالاسلام محمدجواد حاج علی اکبری آخوند حکومتی در «روز قدس» سال ۲۰۲۲ در محوطه دانشگاه تهران اعلام کرد: «رژیم صهیونیستی جایی در آینده جهان نخواهد داشت.» «روز قدس» آخرین جمعه ماه رمضان است که از سوی روحالله خمینی پس از روی کار آمدن جمهوری اسلامی در ایران، به عنوان روز مبارزه با اسرائیل و نابودی این کشور اعلام شده است و هر سال نه تنها در شهرهای مختلف ایران راهپیماییهای حکومتی برگزار میشود بلکه در برخی شهرهای دیگر جهان از جمله در قلب اروپا نیز در این روز از سوی اسلامگرایان تظاهراتی برپا میشود. محمدصادق کوشکی استاد دانشگاه تهران از سوء قصد علیه سلمان رشدی نویسنده انگلیسی هندیتبار که در اوت ۲۰۲۲ در شمال نیویورک روی داد، حمایت کرده است. این حمله تروریستی توسط هادی مطر که حامی رژیم جمهوری اسلامی است، صورت گرفت. بنیانگذار جمهوری اسلامی در ایران، آیتالله روحالله خمینی، در سال ۱۹۸۸ پس از انتشار کتاب «آیات شیطانی» از سلمان رشدی، فتوای قتل این نویسنده را به بهانهی بیاحترامی و توهین به اسلام صادر کرد. پژوهشکده رسانه خاورمیانه «MEMRI» مصاحبه صداوسیمای جمهوری اسلامی با کوشکی را که وی در آن از فتوای قتل رشدی دفاع و خاطرنشان میکند که خمینی «در آن زمان این فتوای خردمندانه را صادر کرد تا دیگر چنین اتفاقی تکرار نشود»، ترجمه کرده است. کوشکی همچنین گفت که رشدی « مردهای متحرک بیش نبود». در وبسایت مؤسسه مطالعات اسلامی دانشگاه «مکگیل» بخشی به «واحد تهران» اختصاص داده شده است. تاریخ ثبت متن ۳ آوریل ۲۰۲۳ است. در این صفحه نوشته شده: «واحد تهران که ابتدا توسط مکگیل تأسیس شد، قبل از تأمین مکان مناسب و تخصیص بودجه سالانه از دانشگاه تهران، در دورهای با مشکلات مالی مواجه شد… مؤسسه مطالعات اسلامی مکگیل به ارتباط چهل و چهار ساله آن با واحد تهران و فعالیتهای پژوهشی آن افتخار میکند». اورشلیم پست از اواخر فوریه ۲۰۲۲ به منظور شفاف ساختن روابط «مکگیل» و دانشگاه تهران، پرسشهای مطبوعاتی متعددی را به دانشگاه «مکگیل» و موسسه مطالعات اسلامی آن ارسال کرده بود. «مکگیل و مؤسسه مطالعات اسلامی هر دو در یک دوره ۱۳ ماهه از پاسخگویی به پرسشهای رسانهها خودداری کردند. همچنین این دانشگاه هیچ دلیلی برای غیرفعال کردن برنامه تحقیقاتی با دانشگاه تهران ارائه نکرد. در دوره همکاری «مکگیل» با دانشگاه تهران، این مؤسسه آکادمیک تحت کنترل رژیم ایران به ترویج ایده نابودی اسرائیل میپرداخت. خبرگزاری بینالمللی «قرآن» از کنفرانسی در دانشگاه تهران با عنوان «ظهور اسلام، نابودی اسرائیل» در سال ۲۰۰۸ نوشته است. حالا دانشگاه «مکگیل» در ایمیل روز چهارشنبه خود به اورشلیم پست نوشته است: «موسسه مطالعات اسلامی مکگیل واحد تهران بیش از پنجاه سال پیش تأسیس شد. تمرکز این موسسه بر فعالیتهای پژوهشی با تأکید بر بازیابی و مطالعه متون تاریخی فارسی بوده و مجموعهای از منابع مرجع از جمله برخی از مهمترین کتب و نسخ خطی علوم مختلف اسلامی را پشتیبانی کرده است.» دانشگاه «مکگیل» و مؤسسه مطالعات اسلامی آن از پاسخگویی به سؤالات در مورد زمان پایان همکاری با دانشگاه تهران خودداری کرده است. در ماه مارس، نگارنده و دکتر چارلز اشر اسمال مدیر اجرایی مؤسسه مطالعات یهودستیزی و سیاست جهانی (ISGAP)، مقالهای با عنوان «ارتباطات عمیق دانشگاه مکگیل با رژیم جنایتکار ایران» در روزنامه کانادایی «نشنال پست» منتشر کردند ولی مشخص نیست که آیا این مقاله نقشی در قطع روابط «مکگیل» با دانشگاه تهران داشته است یا نه. دانشگاه تهران سابقه طولانی در ترویج مرگبار یهودستیزی و همکاری با تروریستهای تحت تعقیب ایالات متحده دارد. خبرگزاری فارس وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بیانیهای از اساتید بسیجی دانشگاه تهران منتشر کرده که در آن اعلام شده است آنها برای «نابودی رژیم منحوس صهیونیستی» هر کاری که ممکن است انجام خواهند داد. دولت آمریکا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و زیرمجموعه آن «بسیج» را به عنوان یک سازمان تروریستی خارجی طبقهبندی کرده است. مؤسسه مطالعات اسلامی «مکگیل» بین سالهای ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۰ از بنیاد علوی، موسسه تحت کنترل رژیم ایران مستقر در ایالات متحده، مبلغ ۲۷۰هزار دلار دریافت کرده است. دولت آمریکا ساختمان بنیاد علوی را به دلیل نقش آن در مقابله با تحریمهای آمریکا علیه جمهوری اسلامی ضبط کرده است. بخش مطالعات اسلامی دانشگاه «مکگیل» در سال ۲۰۰۶ به محمدجعفر محلاتی مدرک دکترا اعطا کرد. سازمان عفو بینالملل محلاتی را متهم کرده است که در سال ۱۹۸۸ و در حین خدمت در مقام سفیر رژیم جمهوری اسلامی در سازمان ملل، بر جنایت علیه بشریت توسط این رژیم سرپوش گذاشته است. در سال ۱۹۸۸، حاکمان جمهوری اسلامی ۵۰۰۰ زندانی سیاسی را اعدام کردند. محلاتی با ایملیی به اورشلیم پست در سال ۲۰۲۰ ، اتهامات عفو بینالملل را رد کرده است. علیرضا نادر مدیر «اتحادیه ملی برای دموکراسی در ایران» (نوفدی) مستقر در ایالات متحده، به اورشلیم پستContinue reading “دانشگاه «مکگیل» کانادا به همکاری تحقیقاتی با دانشگاه یهودستیز در ایران پایان داد”
دست دراز جمهوری اسلامی و لابیگرانش در دانشگاهها و سازمانهای نیکوکاری آمریکا
لادن بازرگان فعال حقوق بشر و از خانوادههای دادخواه قربانیانی که در طول چهل و چهار سال گذشته توسط جمهوری اسلامی اعدام شدند، طی سخنرانی در وبینار «فوروم خاورمیانه» پس از شرح مفصلی از حضور لابیگران رژیم ایران از جمله در دانشگاهها و مؤسسات نیکوکاری میگوید: «یکی از راههایی که جمهوری اسلامی ایران بر دانشگاهها تأثیر میگذارد، از طریق این بنیادهای خیریه است. آنها سخنرانی ترتیب میدهند، سخنرانان را دعوت میکنند، کتاب منتشر میکنند، دورههای کارآموزی، هدایای کاری و غیره ارائه میدهند. موسسات خیریه به ابزاری در دست مأموران جمهوری اسلامی ایران برای نفوذ به دانشگاهها و تأثیرگذاری بر آنها تبدیل شدهاند؛ همه اینها زیر ردای فریبکارانهی دوستی و گفتگو بین ادیان و صلح انجام میشود…» «اگر میخواهید با افراطیون و اسلامگرایان مبارزه کنید، باید توجه خود را به این مراکز مذهبی و خیریه معطوف کنید. پس از اینکه افبیآی بنیاد علوی را به دادگاه کشاند، جمهوری اسلامی ایران تمرکز خود را روی این مؤسسات خیریه کوچکتر متمرکز کرد که مانند قارچ روییدند! اکنون جمهوری اسلامی بجای اینکه برای تبلیغات خود هزینه کند، از این بنیادها برای دریافت پول و کمکهای مالی استفاده کرده و درآمدزایی هم میکند!» چهارشنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۲ برابر با ۱۲ آپریل ۲۰۲۳ در وبیناری که ۱۰ آوریل از سوی «فوروم خاورمیانه» برگزار شد، لادن بازرگان فعال حقوق بشر در سخنانی به افشای لابیهای جمهوری اسلامی در دانشگاهها، مراکز اسلامی و سازمانهای نیکوکاری در کشورهای غربی به ویژه آمریکا پرداخت. وی پس از سخنرانی خود که در آن به شرح فعالیتها و افشاگریهای کمپینهای مختلف دادخواهی پرداخت، به پرسشهای برگزارکننده پاسخ گفت. ازرگان در بخشی از سخنرانی خود با اشاره به روی آمدن نظام جمهوری اسلامی در ایران گفت: «از زمانی که اسلامگرایان با انقلاب ۱۹۷۹ در ایران به قدرت رسیدند، هزاران مرد و زن جوان دستگیر، شکنجه و کشته شده و یا بدون هیچگونه روند قانونی با صدور احکام ناعادلانه به حبس محکوم شدهاند. زندانیان به عنوان شرط آزادی، باید توبه کرده و توبهنامه امضا میکردند و با انجام مصاحبه تلویزیونی و یا سخنرانی در برابر بقیه زندانیان، ابراز پشیمانی کرده و برای آزاد شدن تقاضای عفو میکردند.» وی سپس به قتل عام زندانیان در تابستان ۶۷ پرداخته و افزود: «با نزدیک شدن به دهمین سالگرد بنیانگذاری رژیم، هنوز هزاران نفر در سراسر ایران در زندان بودند و از تسلیم شدن به حکومت و ایدئولوژی وحشیانه آن سر باز میزدند. بنابراین مقامات جمهوری اسلامی تصمیم گرفتند با حذف زندانیان سیاسی یکبار برای همیشه «مشکل» را حل کنند. زندانیان را در برابر هیئت مرگ برده و آنها با تفتیش عقاید در مورد ایمان و اعتقادات و وابستگی سیاسی زندانیان در جلسات کوتاه پنج تا ده دقیقهای مورد بازجویی و شکنجه قرار میگرفتند. هدف این بود که تا حد امکان زندانیان را از بین ببرند. زندانیانی که در این تفتیش عقاید گزینش میشدند به پای چوبههای دار برده شده و اعدام میشدند. پیکر آنها به وسیلهی کامیونهای حمل گوشت به خارج زندان برده میشد تا با عجله در گورهای دستجمعی کمعمق و بدون علامت و نشانه در مکانهایی مانند گورستان خاوران دفن شوند. به خانوادهها هرگز محل دفن عزیزانشان اطلاع داده نشد.» این فعال حقوق بشر که برادر خود را در اعدامهای تابستان ۶۷ از دست داده است در همین ارتباط توضیح میدهد: «برادرم بیژن بازرگان دانشجو بود که در تیرماه ۱۳۶۱ در سن ۲۳ سالگی دستگیر و پس از دو سال بازجویی، شکنجه و بلاتکلیفی به ده سال زندان محکوم شد. اتهام او عضویت در یک حزب چپگرا، توزیع جزوه و کمک مالی به آن گروه بود. پس از بیش از شش سال پشت میلههای زندان، او را ناگهان اعدام کردند! پدر و مادرم در حالی از دنیا رفتند که هرگز ندانستند پسر عزیزشان در کجا دفن شده است. ما نیز هنوز نمیدانیم.» لادن بازرگان که به همراه شمار دیگری از خانوادههای دادخواه مدتهاست برای اخراج محمدجعفر محلاتی سفیر سابق جمهوری اسلامی در سازمان ملل فعالیت میکند و سالهاست استاد «دین و صلح» در کالج اوبرلین است، در ادامه سخنان خود به نقش این سیاستمدار حکومت ایران در لاپوشانی قتل عامهای دهه ۶۰ و سال ۶۷ میپردازد و میگوید: «در ۳۰ سال گذشته، محلاتی و سایر وابستگان رژیم ایران در دانشگاههای آمریکا، نسلی از شهروندان این کشور را پرورش دادهاند که از اسلام سیاسی و ایدئولوژی عقبمانده جمهوری اسلامی هراسی ندارند. محلاتی منحصر به فرد نیست. حسین موسویان، ژانت آفاری، رضا اصلان، حسین مدرسی و بهروز تبریزی از دیگر اساتید به اصطلاح ایرانی هستند که مشغول شستشوی مغزی دانشجویان آمریکایی برای گسترش تبلیغات جمهوری اسلامی خارج از مرزهای ایران فعالیت میکنند. ما دیدهایم که چگونه دولتهای دو حزب دموکرات و جمهوریخواه به اسلامگرایان اعتماد کردند و با تروریستهای طالبان و جمهوری اسلامی ایران مذاکره کرده و به آنها اجازه دادند افغانستان و عراق را تصرف کنند و در سوریه، یمن، لبنان و سایر کشورهای خاورمیانه آشوب ایجاد کنند. برخی از مشاوران رؤسای جمهور ایالات متحده از خطرناک بودن اسلام سیاسی اطلاعی ندارند و از مقابله با آن به عنوان طاعون خودداری میکنند.» لادن بازرگان در ادامه افزود: «این آفت به دانشگاهها محدود نمیشود. جمهوری اسلامی با موفقیت از موسسات نیکوکاری، مراکز اسلامی، گروههای ضدجنگ و حتی برخی اتاقهای فکر برای پیشبرد برنامههای تبلیغاتی و ضدآمریکایی خود استفاده میکند. چپگرایان در ایالات متحده سادهلوحانه شعارهای توخالی ضدامپریالیسم و ضدسرمایهداری جمهوری اسلامی را باور کرده و با چنین حکومت مذهبی بدوی و غیرمتمدنی همسو شده است. برخی از چپها به دلیل دشمنی با سرمایهداری، عموماً صمیمیت عجیبی با رژیمهای استبدادی مانند جمهوری اسلامی دارند و فقط به دلیل مخالفت با امپریالیسم، استبداد آنها را نادیده میگیرند. این چپها ظلم جمهوری اسلامی ایران به زنان و قوانین آپارتاید جنسیتی آن را به عنوان «فرهنگ ما» توجیه میکنند و فریادهای ما علیه جمهوری اسلامی ایران را به عنوان اسلامهراسی رد میکنند!» این فعال حقوق بشر در ادامه به پولپاشیهای جمهوری اسلامی و خریدن برخی افراد پرداخته و میگوید: «یکی از پیامدهای «حکومت رانتی» این است که اگر جمهوری اسلامی نتواند کسی را با شعارهای توخالی جذب کند، مبالغ بالایی میپردازد و برخی را میخرد. حسین رونقی زندانی سیاسی چندی پیش در وال استریت ژورنال به مشکل نیابتیهای جمهوری اسلامی در رسانههای آمریکا پرداخت و نوشت که انگار دو ایرانContinue reading “دست دراز جمهوری اسلامی و لابیگرانش در دانشگاهها و سازمانهای نیکوکاری آمریکا”
McGill University ends research with antisemitic Iranian university
By BENJAMIN WEINTHAL Published: APRIL 7, 2023 06:18 Updated: APRIL 7, 2023 15:59 Tehran University is a sponsor of genocidal antisemitism targeting Israel and one of its law professors defended the regime’s fatwa to murder Salman Rushdie. The Montreal-based McGill University pulled the plug on its research program with one of the world’s leading antisemitic institutions, Tehran University, The Jerusalem Post can first reveal. “Currently, there is no active research program associated with the Tehran Branch and McGill has no formal partnership agreement with the University of Tehran,” the McGill University Media Relations Office wrote the Post by Email on Wednesday. Tehran University is a sponsor of genocidal antisemitism targeting Israel and one of its law professors defended the regime’s fatwa to murder Salman Rushdie. Iran’s regime imprisoned McGill alumnus Niloufar Bayani, a wildlife conservationist, over five years based on trumped-up spying charges, according to Amnesty International. “No place for Zionist regime” The Iranian regime cleric Hojjatoleslam Mohammad Javad Haj Ali Akbari declared on Al-Quds Day in 2022 on the campus of Tehran University that “There won’t be any place for the Zionist regime in the world future.” Al-Quds Day is an annual regime-sponsored event across Iran that calls for the destruction of the Jewish state. The Tehran University professor, Mohammad Sadegh Koushki, endorsed the assassination of Rushdie in August 2022, following the pro-Iranian regime suspects Hadi Matar’s attempt to kill Rushdie in upstate New York. The founder of the Islamic Republic of Iran, Ayatollah Ruhollah Khomeini, authorized the fatwa to murder Rushdie in 1988 because he said his book, “The Satanic Verses,” denigrated Islam. The Middle East Media Research Institute (MEMRI) translated an Iranian television interview with Koushki, who defended the fatwa to kill Rushdie, noting that Khomenei “had the wisdom to issue this verdict back then, so that such a thing would never repeat itself.” Koushki also said that Rushdie was a “dead man walking.” On McGill University’s Institute of Islamic Studies webpage, there is a section devoted to its “Tehran Branch.” The entry of the text is dated April 3, 2013. “Originally founded by McGill, the Tehran Branch faced a period of financial uncertainty before securing a suitable location and a yearly allocation from the University of Tehran… McGill’s Institute of Islamic Studies is proud of its 44-year association with the Tehran Branch and its scholarly activities, “ states the Tehran Branch webpage. The Post had sent numerous press queries to McGill University and its Institute of Islamic Studies since late February 2022 in an effort to secure transparency about relations between McGill and Tehran University. Both McGill and the Institute of Islamic Studies refused over a 13-month period to answer media queries. McGill also declined to provide a reason for why the research program with Tehran University is inactive. During the period of McGill’s partnership with Tehran University, the Iranian regime-controlled academic institution promoted the obliteration of Israel. The International Quran News Agency reported about a 2008 conference at Tehran University titled, “The Rise of Islam, Destruction of Israel.” McGill added in its Wednesday statement to the Post that “The Tehran Branch of the Institute of Islamic Studies at McGill was established more than fifty years ago. It has focused on scholarly activity with an emphasis on the recovery and study of historic Persian texts and has supported a collection of reference materials, including some of the most important books and manuscripts of different Islamic Sciences.” McGill University and its Institute of Islamic Studies refused to answer multiple follow up queries as to when its partnership with Tehran University became inactive. In March, the author of this article and Dr. Charles Asher Small, executive director of the Institute for the Study of Global Antisemitism and Policy (ISGAP), published an article in the Canadian broadsheet, the National Post, titled “McGill University’s deep ties with Iran’s murderous regime.” It is unclear if the March National Post article played a role in McGill’s announcement that it has severed relations with Tehran University. Tehran University has a long history of promoting lethal antisemitism and working with US-designated terrorists. The Iranian outlet affiliated with the Islamic Revolutionary Guard Corps (IRGC), Fars news, published a declaration from the Basij professors at Tehran University stating that they will do everything possible to bring about the “destruction of the infamous Zionist regime.” The US government designated the IRGC, which includes its subsidiary, the Basij, as a foreign terrorist organization. McGill’s Institute of Islamic Studies received $270,000 in donations between 2004 and 2010 from the Iranian regime-controlled U.S.-based Alavi Foundation. The US government seized the building of the Alavi Foundation due to the foundation’s role in busting US sanctions against the Islamic Republic. McGill University’s Islamic Studies department awarded Mohammad Jafar Mahallati a PhD in 2006. Amnesty International accused Mahallati of covering up crimes against humanity when he was the Iranian regime’s ambassador to the UN in 1988. Iran’s rulers executed 5,000 political prisoners in 1988. In a 2020 email to the Post, Mahallati rejected the Amnesty allegations. Alireza Nader, the engagement director for the US-based National Union for a Democratic Iran (NUFDI), told the Post that “The Islamic Republic has established significant influence in Western and American academia which deserves scrutiny and investigation. The regime’s influence operations and lobbying are particularly strong in Canada and may have impacted Ottawa’s policies toward the Islamic Republic.” Canada has refused to proscribe the IRGC a foreign terrorist organization. Sheina Vojoudi, an associate fellow for the Gold Institute for International Strategy, told the Post “If, according to McGill’s Media Relations Office, there’s no formal and active cooperation between the Islamic Republic and McGill University, it should be announced publicly and it would be a right course of action because Islamic Republic universities never respect other religions and discriminate against them. And, of course, the antisemitic Al-Quds rally will never be stopped at the universities under the Islamic Republic.” She added that “There are security departments at every university in Iran which cooperate with the IRGC Intelligence and the ministry of intelligence in Iran and help them to identify the students whoContinue reading “McGill University ends research with antisemitic Iranian university”
