fbpx

جواب کمپین “عدالت برای قربانیان محلاتی” به تحقیقات ادعایی کالج اوبرلین

در ۸ اکتبر سال گذشته ، ما نامه ای به خانم کارمن تویلی آمبار، رئیس کالج اوبرلین ، ارسال کردیم که به امضای صدها جان باخته، بازمانده و کارشناسان سازمان های حقوق بشری رسیده بود. در این نامه اظهار کردیم که آقای محمد جعفر محلاتی ، در مقام سفیر  ایران در سازمان ملل، به سرپوش گذاشتن بر کشتارهای دسته جمعی تابستان ۱۳۶۷  در ایران کمک کرده است. ما خواستار تحقیقات عادلانه در این زمینه شدیم، اما  نامه ما هیچ جوابی از اوبرلین نگرفت.

بنابراین وقتی در روزنامه دانشگاه اوبرلین خواندیم که کالج ادعا می کند طبق تحقیقات داخلی انجام شده محلاتی از اتهامات نسبت داده شده تبرئه شده است ، شوکه شدیم. نتیجه تحقیقات به چند دلیل شگفت انگیز است: اول اینکه اوبرلین از زمانی که ما خوهان توجه آنها به گذشته آقای محلاتی شدیم از تعامل با ما خودداری کرد. ایا اگر دانشگاه یک شکایت مثلاً تجاوز جنسی دریافت کرده بود, در جریان تحقیق درباره این تجاوز جنسی، اوبرلین از صحبت با قربانی و افشای روند تحقیقات خود امتناع و تنها اعلام می کرد که متهم بی گناه است؟ آیا چنین تحقیقی اعتباری می داشت؟

باید توجه داشته باشیم که اوبرلین نه تنها از ملاقات با قربانیان برای بحث در مورد پرونده خودداری کرده است ، بلکه رئیس دانشکده، خانم امبار، با مسدود کردن حساب تمام افرادی را که در رسانه های اجتماعی به صورت کاملاً محترمانه درباره این پرونده صحبت کردند (خانواده قربانیان ، وکلا ، روزنامه نگاران ، گروگانان سابق)  نهایت توهین را به آنها روا داشته است. اجازه بدهید دوباره مثال قبلی را مطرح کنیم و بپرسیم آیا خانم امبار به صدها قربانی تجاوز جنسی نیز واکنش مشابهی نشان می داد؟ در غیر این صورت ، چرا او حساب اجتماعی صدها نفر را مسدود می کند که تنها نگرانی خود را در مورد نقش استاد اوبرلین در لاپوشانی کشتار جمعی، که عفو بین الملل و پارلمان کانادا آن را به عنوان جنایت علیه بشریت تعیین کرده اند،  ابراز داشته اند؟ آیا خانم امبار باور ندارد که زندگی ما هم حائز اهمیت است؟

مدیران اوبرلین همچنین ادعا می‌کنند که «کالج نتوانسته مدرکی برای تأیید ادعاها علیه استاد محلاتی پیدا کند، از جمله اینکه وی درباره قتل‌هایی که در ایران اتفاق می‌افتاده اطلاعات داشته است».

این ادعا برای ما تکان دهنده است، زیرا شواهد قریب به اتفاق نشان از اطلاع محلاتی ازین وقایع دارد. حتماً محققان اوبرلین تلاش زیادی برای پیدا نکردن این شواهد انجام داده اند!

باید توجه داشته باشیم که اوبرلین نه تنها از ملاقات با قربانیان برای بحث در مورد پرونده خودداری کرده است، بلکه رئیس دانشکده، خانم امبار، با بلوک کردن تمام افرادی که در رسانه های اجتماعی به صورت کاملاً محترمانه از وی درباره این پرونده سوال می کردند (خانواده قربانیان ، وکلا ، روزنامه نگاران ، گروگانان سابق رژیم جمهوری اسلامی ایران)  نهایت توهین را به آنها روا داشته است. اجازه بدهید دوباره مثال قبلی را مطرح کنیم و بپرسیم آیا خانم امبار به صدها قربانی تجاوز جنسی نیز واکنش مشابهی نشان می داد؟ در غیر این صورت ، چرا او حساب اجتماعی صدها نفر را مسدود می کند که تنها نگرانی خود را در مورد نقش استاد اوبرلین در لاپوشانی کشتار جمعی، که عفو بین الملل و پارلمان کانادا آن را به عنوان جنایت علیه بشریت تعیین کرده اند،  ابراز داشته اند؟ آیا خانم امبار باور ندارد که زندگی ما هم حائز اهمیت است؟

مدیران اوبرلین همچنین ادعا می‌کنند که «کالج نتوانسته مدرکی برای تأیید ادعاها علیه محلاتی پیدا کند، از جمله اینکه وی درباره قتل‌هایی که در ایران اتفاق می‌افتاده اطلاعات داشته است».

این ادعا برای ما تکان دهنده است، زیرا شواهد بسیار زیادی نشان از اطلاع محلاتی ازین وقایع دارد. اگر محققان اوبرلین ادعا می کنند شواهدی پیدا نکرده اند دلیل ان این است که  علاقه ای به کشف حقیقت ندارند.

پرونده علیه آقای محلاتی اصلا پیچیده نیست و اوبرلین بجای پذیرفتن استدلالات ما  در این زمینه کافی است که از اسناد و مدارک موجود در سازمان ملل و گزارش های عفو بین الملل استفاده کند. این اسناد در حال حاضر توسط دادستان های سوئد به عنوان مبنایی برای محاکمه فردی که در قتل عام سال ۱۳۶۷  نقش داشته مورد استفاده قرار می گیرد.

حقایق به شرح زیر است:

• در طول تابستان ۱۳۶۷، رژیم ایران هزاران زندانی سیاسی را در سراسر کشور زیر نظر «هیئت مرگ» تحت یک «محاکمه مجدد» چند دقیقه ای (روند دادرسی با استانداردهای بین المللی هیچ مطابقتی نداشت) قرار داد. بر اساس چند سوال در مورد اعتقادات سیاسی یا مذهبی زندانیان ، حدود ۵۰۰۰  نفر از این افراد در تابستان آن سال کشته شدند.

• در طول این کشتارها ، آقای محلاتی سفیر ایران در سازمان ملل بود.

• در گزارش مفصل عفو بین الملل ، این سازمان خاطرنشان می کند که از ۲۵ مرداد ۶۷ حداقل شانزده اعلامیه اقدام فوری صادر کرده و به جامعه بین المللی هشدار داد که کشتارهای دسته جمعی در زندان های ایران در حال وقوع است.

• در ۲۱ مهر ۱۳۶۷ ، خود سازمان ملل متحد گزارش داد که در ۷ تیر  ۱۳۶۷ ، «۲۰۰ زندانی سیاسی زندان اوین  در سالن مرکزی این زندان قتل عام شده اند» و از ۲۳ تا ۲۵ مرداد ۱۳۶۷ ، «۸۶۰ جسد از زندانیان سیاسی اعدام شده به یک گور دسته جمعی منتقل شده است.»

• بر اساس گزارشات سازمان ملل متحد ، در آبان ۱۳۶۷ (۳ ماه پس از اعلام کشتار دسته جمعی توسط عفو بین الملل کمپین) آقای محلاتی «در دیدار با نماینده ویژه سازمان ملل در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران اعدام های دسته جمعی را تکذیب کرد.»

• همچنین در آبان ۱۳۶۷، نیویورک تایمز گزارش داد که آقای محلاتی در مقابل قطعنامه سازمان ملل متحد در محکومیت پرونده حقوق بشر ایران به شدت واکنش نشان داد. در این قطعنامه اعلام شده بود که «موجی دوباره از اعدام ها از مرداد تا شهریور ۱۳۶۷ رخ داده که در آن تعداد زیادی از زندانیان به دلیل اعتقادات سیاسی خود کشته شده اند.» بر اساس گزارش خبری ، آقای محلاتی اظهار کرده بوده که گزارش محکومیت نقض گسترده حقوق بشر در ایران به معنای « مقابله رودررو » با این کشور است.

• در بیانیه شفاهی منتشر شده در سازمان ملل در آذر ۱۳۶۷ (۴ ماه پس از هشدارهای فوری عفو بین الملل ، ماه ها پس از توجه سازمان ملل به قتل ها و چند ماه پس از آنکه هزاران خانواده در مورد اعدام عزیزان خود صحبت کردند) ، آقای محلاتی گزارشات مربوط به این قتل ها را یک سری «اطلاعات غلط» و تلاش برای «ایجاد کمپین تبلیغاتی به نفع تعداد انگشت شماری از عناصر خارجی در ایران» ، و هم‌چنین «اتهاماتی بی اساس» خواند.

• در بهمن ۱۳۶۷ ، آقای محلاتی در یک بیانیه شفاهی دیگر خطاب به سازمان ملل متحد به منظور مقابله با گزارش عفو بین الملل ،که حقایق مربوط به قتل ها را افشا کرده بود ، اعلام کرد که رژیم ایران فقط «جاسوسان و تروریست ها» را اعدام کرده است. وی همچنان این کشتارها را رد کرد و آنها را «تبلیغات سیاسی علیه جمهوری اسلامی» خواند.

همانطور که جدول زمانی ذکر شده در بالا مشخص می کند ، تقریباً هر نهادی که بر حقوق بشر در ایران تمرکز کرده از کشتار جمعی که در زندان های ایران اتفاق افتاده مطلع بوده است. با این حال ، محققان اوبرلین از ما انتظار دارند باور کنیم که بالاترین مقام دیپلمات ایران هیچ «اطلاعات خاصی» در مورد قتل ها نداشت و پیش از انکار این جنایت جمعی هیچ گونه تحقیق نکرده بود. آیا می توان یافته های اوبرلین را چیزی جز تطهیر آقای محلاتی نامید؟

بنابراین ما از پذیرش یافته های تحقیقات داخلی اوبرلین خودداری می کنیم و با توسل به روش‌های قانونی موجود به مبارزات خود ادامه می دهیم. خواسته های ما ساده و منطقی است:

۱. اوبرلین باید مدارک خود را مبنی بر اینکه چه کسی (کسانی ) این تحقیقات را انجام داده و چه شواهدی را در نظر گرفته اند, منتشر کند.

2. از آنجا که اوبرلین هیچ تمایلی برای انجام تحقیقات عادلانه و شفاف در مورد گذشته آقای محلاتی نشان نداده است ، ما درخواست می کنیم که یک شخص ثالث بی طرف تعیین شود تا با شاکیان تعامل داشته باشد و در مورد نقش محلاتی در لاپوشانی و انکار کشتار سال ۶۷ تحقیق کند..

مردم ایران بیش از سه دهه برای محاکمه عاملان کشتار ۱۳۶۷ مبارزه کرده اند. آنها انتظار عدالت از رژیم ایران را ندارند. اما مشاهده اینکه  یک کالج لیبرال به تعهد خود نسبت به عدالت بی‌توجه بوده و مانند رژیم اسلامی ایران رفتار کند، ناامید کننده است.

هزاران قربانی بزرگترین کشتار جمعی در تاریخ ایران و خانواده هایشان ورای رسیدن به ذره  ای از عدالت نیاز دارند که دانشگاه اوبرلین به آرمان های خود وفادار مانده و عمل کند.

امضاء: کاوه شهروز و لادن بازرگان به نمایندگی از کمیته عدالت اوبرلین برای قربانیان محلاتی

2 thoughts on “جواب کمپین “عدالت برای قربانیان محلاتی” به تحقیقات ادعایی کالج اوبرلین

Leave a Reply