رئیس محترم دانشگاه ییل، خانم پرزیدنت مکاینیس، و اعضای رهبری دانشگاه ییل:
با سلام،
اینجانب از طرف اتحاد علیه مهره های رژیم اسلامی ایران (AAIRIA) — ائتلافی متشکل از ایرانی-آمریکاییهایی که مستقیماً تحت تأثیر جنایات جمهوری اسلامی قرار گرفتهاند، از جمله خانوادههای زندانیان سیاسی، بازماندگان سرکوب دولتی، و فعالان علنی علیه این رژیم، این نامه را ارسال میکنم. برخی از اعضای ما مستقیماً مورد تهدید یا هدف کسانی قرار گرفتهاند که اکنون توسط رابرت مالی در دانشگاه شما تریبون یافتهاند.
ما به شدت نگران تصمیم دانشگاه ییل برای واگذاری تدریس درس «طراحیشده برای دشمنی: بازخوانی روابط ایران و آمریکا» (GLBL 3822) به آقای رابرت مالی هستیم. آقای مالی، نماینده ویژه پیشین دولت آمریکا در امور ایران، هماکنون تحت تحقیقات افبیآی قرار دارد و مجوز امنیتیاش به حالت تعلیق درآمده است. این اقدامات به دلیل اتهاماتی درباره افشای اطلاعات طبقهبندیشده و مشارکت او در پروژه نفوذی به نام ابتکار کارشناسان ایران (Iran Experts Initiative) صورت گرفته است، طرحی که در سال ۲۰۱۴ توسط وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی برای جذب و تقویت صدای حامی رژیم در رسانهها، اندیشکدهها و دانشگاههای غربی راهاندازی شد.
افزون بر این، آقای مالی به دلیل تلاش برای عادیسازی گروههای تروریستی چون حماس و حزبالله، و توصیف اقدامات آنها بهعنوان «عقلانی» به جای محکوم کردن آنها، با موج گستردهای از انتقاد مواجه شده است.
ما به ارزش تحقیق دانشگاهی و گفتوگوی نقادانه باور داریم. اما تأیید و تریبون دادن به کلاسی که به وضوح به تطهیر و نرمالسازی عناصر رژیم جمهوری اسلامی میپردازد، امری خطرناک و غیراخلاقی است. جمهوری اسلامی از بدو تأسیس خود در سال ۱۳۵۷ تا کنون، درگیر ترور دولتی، اعدامهای جمعی، آپارتاید جنسیتی، نفی هولوکاست، و سرکوب سیستماتیک اقلیتهای قومی، مذهبی و جنسی بوده و در عین حال با استفاده از ابزارهای حکومتیاش مخالفان را در داخل و خارج هدف قرار داده است. سوابق حقوق بشری این رژیم فاجعهبار است، و بارها توسط حقوقدانان بینالمللی و نهادهای حقوق بشری به ارتکاب جنایت علیه بشریت متهم شده است.
در فهرست مطالب و سخنرانان این دوره، افرادی حضور دارند که روابط دیرینه و مستندی با رژیم جمهوری اسلامی دارند:
● سید حسین موسویان، دیپلمات سابق جمهوری اسلامی، سخنگوی رژیم در یکی از خشنترین دورانهای تروریسم دولتی بود. در دوران سفارتش در آلمان در دهه ۹۰ میلادی، عوامل رژیم ۲۴ مخالف سیاسی ایرانی را در اروپا ترور کردند، از جمله قتل در رستوران میکونوس در برلین. موسویان بارها سعی کرده مسئولیت این جنایات را کمرنگ یا انکار کند. او همچنین از گروههای تروریستی حماس و حزبالله دفاع کرده، فتوای قتل سلمان رشدی را تأیید نموده و اظهاراتی با محتوای یهودیستیزانه در محافل عمومی مطرح کرده است.
با تلاشهای AAIRIA برای افشای سوابق او، موسویان نهایتاً به شکلی بیسر و صدا از دانشگاه پرینستون بازنشسته شد. با این حال، حضور مستمر او در محیطهای آکادمیک آمریکا، موجب خشم عمیق خانوادههای قربانیان و مدافعان حقوق بشر ایرانی شده است.
● محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه پیشین جمهوری اسلامی، در پنهان کردن نقش سپاه پاسداران در سرنگونی هواپیمای اوکراینی پرواز PS752 و قتل ۱۷۶ غیرنظامی مشارکت داشت. او وجود زندانی سیاسی در ایران را علناً انکار کرده، در حالی که صدها روزنامهنگار، دانشجو، فعال صنفی و دختر نوجوان برای اعتراض مسالمتآمیز زندانی، شکنجه یا ناپدید شدهاند. در یک فایل صوتی فاششده در سال ۲۰۲۱، ظریف اعتراف کرد که برجام را بدون مطالعه ضمائم فنی آن امضا کرده و همچنین اذعان کرد که قاسم سلیمانی، متحد نزدیکش، از هواپیماهای غیرنظامی برای عملیات نظامی استفاده میکرد، موضوعی که به گفته خودش از افشای آن در آینده نگران بود.
ظریف همچنین از گروههای تروریستی چون حماس و حزبالله حمایت علنی کرده و بر اساس گزارشهای متعدد، اظهاراتی یهودیستیزانه و مبتنی بر تئوری توطئه درباره اسرائیل مطرح کرده است.
● علی واعظ، تحلیلگر ارشد در «گروه بحران بینالمللی» و شاگرد نزدیک رابرت مالی، یکی دیگر از سخنرانان برجسته این دوره است. شواهد نشان میدهد که واعظ مقالات خود را پیش از انتشار برای بازبینی به وزارت خارجه جمهوری اسلامی و شخص ظریف ارسال کرده است. یکی از این مقالات پس از تأیید مقامات رژیم، تنها دو هفته بعد در نشریه The National Interest منتشر شد. دیدگاههای عمومی واعظ اغلب بازتابدهنده روایت رسمی جمهوری اسلامی بوده و تلاش کرده تا این رژیم را نه بهعنوان یک تئوکراسی سرکوبگر، بلکه بهعنوان رژیمی که به درستی درک نشده در منطقه تصویر کند. وزارت خارجه ایران خود اعتراف کرده که حضور رسانهای واعظ بخشی از کمپین هماهنگ شده تبلیغاتی برای ترویج روایتهای مطلوب رژیم در طول مذاکرات برجام بوده است.
بر اساس سیلابس این دوره، از دانشجویان خواسته شده است که:
● نقش تصمیمگیران جمهوری اسلامی را بازی کنند
● یادداشتهایی به وزیر خارجه ایران بنویسند
● درگیر روایت های همسو با رژیم شوند
با این حال، هیچ دیدگاه متقابلی در این دوره لحاظ نشده است. هیچ مخالف، قربانی یا بازماندهای بهعنوان سخنران دعوت نشده است. این روش، مرز بین تحلیل آکادمیک و تطهیر سیاسی را از بین میبرد و به پروژه قدرت نرم جمهوری اسلامی خدمت میکند: شستن چهره رژیم از طریق نهادهای دانشگاهی، در حالی که صدای قربانیانش خاموش میماند.
دهههاست که قربانیان خشونت دولتی در ایران، بهویژه زنان، اقلیتها و زندانیان سیاسی، از همان تریبونهایی که اکنون در اختیار مدافعان رژیم قرار گرفته، محروم بودهاند.
ما محترمانه از دانشگاه ییل درخواست میکنیم که:
۱. فوراً محتوای این دوره و فهرست سخنرانان آن را مورد بررسی و بازبینی قرار دهد.
۲. تدابیری برای جلوگیری از تریبون دادن غیرانتقادی به نمایندگان و عذرخواهان رژیمهای استبدادی تحت عنوان “توازن علمی” اتخاذ کند.
۳. برنامههای موازیای با حضور مخالفان، بازماندگان خشونت دولتی و خانوادههای قربانیان برگزار کند؛ بسیاری از آنان خود از روشنفکران تبعیدی هستند.
۴. بهطور عمومی روشن کند که آیا هیچ نوع راستیآزمایی درباره وضعیت امنیتی رابرت مالی و پیشینه سخنرانان مهمان انجام شده یا خیر.
۵. و به نگرانی فزایندهای پاسخ دهد: آیا درست است که بنیاد قطری یا دیگر نهادهای نزدیک به جمهوری اسلامی در تأمین مالی یا حقوق آقای مالی نقش دارند؟
آزادی دانشگاهی به معنای تطهیر روایتهای یک رژیم جنایتکار نیست. وظیفه دانشگاه، تعقیب حقیقت و بلند کردن صدای خاموششدگان است. ما از دانشگاه ییل میخواهیم مراقب باشد که به سکوی تبلیغاتی رژیم جمهوری اسلامی تبدیل نشود.
ما آمادهایم تا مدارک تکمیلی ارائه کرده و در گفتوگو با مقامات دانشگاه شرکت کنیم.
با احترام،
لادان بازرگان
مدیر، ائتلاف مقابله با عذرخواهان رژیم اسلامی ایران (AAIRIA)
info@aairia.org
www.aairia.org









با تشکر از کار باارزش شما، نکته ای را لازم دیدم تذکر دهم.
apologist= مدافع
نمونهٔ مشهورش:
– Apologia Socratis (دفاعیهٔ سقراط)
– Christian apologetics (الهیات دفاعی مسیحی)
در هیچکدام «عذرخواهی» وجود ندارد؛ بلکه استدلال برای دفاع از یک باور است.
apologist =کسی که از یک باور، مکتب، یا موضع دفاع عقلانی میکند ، نه تنها عذر نمیخواهد، بلکه میکوشد نشان دهد آن باور یا رفتار درست، قابل دفاع، یا قابل توجیه است.
به همین دلیل «عذرخواهان» ترجمهای است که خوانندهٔ فارسیزبان را به سمت معنای اشتباه میبرد.
چرا «مدافع» یا «دفاعگر» ترجمهٔ درستتر است؟
در فارسیِ دانشگاهی و فلسفی هم «دفاعیه» و «مدافع» کاملاً جاافتادهاند:
– مدافعان الهیات مسیحی
– مدافعان لیبرالیسم
– مدافعان نظریهٔ X
این ترجمه هم دقیق است، هم طبیعی، هم بدون بار معنایی غلط.
موفق باشید.
سپاسگزاریم از توضیح دقیق و یادآوری بهجای شما. از نظر ریشهشناسی و کاربرد دانشگاهی، کاملاً درست میفرمایید که apologist بهمعنای «مدافع» یا «دفاعگر» است و نه «عذرخواه».
با این حال، در نامگذاری AAIRIA آگاهانه از واژهی apologist با بار انتقادیِ رایج آن در گفتمان حقوق بشری و سیاسی امروز استفاده شده است؛ جایی که این واژه به کسانی اطلاق میشود که با توجیه، سفیدشویی، یا عادیسازیِ جنایت، سرکوب و نقض سیستماتیک حقوق بشر، عملاً در خدمت قدرتهای سرکوبگر قرار میگیرند.
هدف ما نقد «دفاع عقلانی از یک باور فلسفی یا مکتب فکری» نیست، بلکه مقابله با دفاعگران و مهرههایی است که جنایت و سرکوب را در پوشش آکادمیک، رسانهای یا نهادی توجیه میکنند. به همین دلیل، این انتخاب زبانی آگاهانه و متناسب با فضای امروزِ حقوق بشر و عدالت انتقالی بوده است.
همچنین بد نیست اشاره کنم که نام فارسی گروه ما بهروشنی این معنا را منتقل میکند:
«اتحاد علیه مهرههای رژیم اسلامی ایران»
باز هم از دقت، دانش و حسن نیت شما ممنونم. چنین گفتوگوهایی به شفافتر شدن زبان و مفاهیم کمک میکند.